فاطمه جان احمدى

235

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

آنها [ / بنىاميه ] بگيريم . بنىاميه ماليات‌ها و عايدات و غنايمى كه از آنِ مردم بوده ، ربوده‌اند و همه را ملك طلق خود ساخته بودند ، ولى بنىعباس بر آنچه خدا نازل كرده ، حكم نموده و به روش پيامبر صلى الله عليه و آله رفتار مىنمايند . « 1 » او با دادن وعده‌هاى عوام‌فريبانه قول داد اموال غصب‌شده را از امويان بازستاند و عدل و قسط را اجرا كند ، اما هرگز اين وعده‌ها عملى نشد و طولى نكشيد كه جانشينان او چون منصور ، هارون و مأمون به انباشتن سرمايه در خزانه دربار پرداختند و در طريق تنعم و رفاه گوى سبقت را از اسلاف ربودند . « 2 » در طى پنج قرن حكومت پر فراز و نشيب عباسيان در بغداد ( 656 - 132 ق ) رخدادهاى مهم تاريخى روى داد كه هريك به‌تنهايى در بروز ضعف دربار خلافت و رشد آفات تمدنى مؤثر بودند ؛ وقايعى چون روىكارآمدن خلفاى ناكارآمد ، فساد مالى ، سياسى و دينى دستگاه خلافت ، ورود تركان به بغداد در عصر خلافت معتصم ، استيلاى آل‌بويه بر اريكه قدرت عباسيان ( 447 - 334 ق ) ، سلطه سلجوقيان بر دربار خلافت عباسى ( 447 ق ) ، قدرت‌گيرى وزرا و اميرالأمرا و سرانجام هجوم مغولان به بغداد ( 656 ق ) همگى در انحطاط دستگاه خلافت اسلامى مؤثر بودند . افزون بر اين با قدرت‌گيرى خلافت‌هاى هم‌عرض عباسيان چون فاطميان در مصر و امويان در اندلس ، منازعه و رقابت بر سر كسب قدرت و مشروعيت فزونى يافت و همين خود بر مشكلات دربار خلافت بغداد افزود . با بيشتر شدن كشمكش‌هاى سياسى و دينى در سرزمين‌هاى اسلامى ، خرابىهاى ناشى از جنگ و جدال قومى ، دينى و مرزى ميان مدعيان خلافت نيز گسترش يافت . بيشتر شهرهاى اسلامى چون مكه ، مدينه ، بغداد ، قاهره ، خراسان و شام عرصه منازعات قومى و فرقه‌اى شدند . واپسين قرون عصر خلافت عباسيان در حالى سپرى شد كه اريكهء قدرت خلافت از خليفه‌اى ضعيف به خليفه‌اى ديگر دست به دست مىشد و عملًا به دليل ناتوانى ، در اداره دربار خلافت نقشى بر عهده نداشتند . اين مشكل اساسى به نفوذ وزرا و اميرالأمرا و رقابت مادران و همسران خليفه دامن مىزد . « 3 » در نتيجهء اين شرايط ، بىثباتى سياسى ، ناامنى راه‌ها و خطوط تجارى و به تبع

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ الرسل و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 11 ، ص 4621 ؛ ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 66 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ص 243 ؛ مجمل التواريخ و القصص ، ص 332 . ( 3 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 1 ، ص 25 و 26 .